خرید بک لینک


«یک نفر در همین نزدیکی...»
دفعه ی چندم است که خودکشی می کند؟
این دفعه میخواهم به جای سخنرانی معروفم درباره ی لق بودن باسن دنیا، مثل سیامک براش سخنرانی کنم. مستقیم تو چشاش نگاه کنم و بهش ثابت کنم که عشق فقط بالا و پایین شدن یک هورمون در خون است که دانشمندها همین چند روز پیش کشفش کرده اند و اصلا ربطی به احساس ندارد. افسردگی هم عارضه عشق است...

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: يکشنبه 25 دی 1401 ساعت: 6:28


«یک نفر در همین نزدیکی...»
دفعه ی چندم است که خودکشی می کند؟
این دفعه میخواهم به جای سخنرانی معروفم درباره ی لق بودن باسن دنیا، مثل سیامک براش سخنرانی کنم. مستقیم تو چشاش نگاه کنم و بهش ثابت کنم که عشق فقط بالا و پایین شدن یک هورمون در خون است که دانشمندها همین چند روز پیش کشفش کرده اند و اصلا ربطی به احساس ندارد. افسردگی هم عارضه عشق است...

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: پنجشنبه 23 بهمن 1399 ساعت: 18:23

صدایی که نمیدانم صدای ساز کیست اما میدانم آرام است. آرام و ملایم. حرکت نرم شاخه های درختان کاج. دیواری که آجرهای آن شبیه آجرهای دیواریست که روزی تو در کنارش ایستاده بودی، با لبخندی بر لب. هنوز هم نمیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: يکشنبه 4 اسفند 1398 ساعت: 12:46


تمام واژه ها را برای باد باقی گذاشتهام
تمامِ بارانها را به همان پیالهٔ شکسته بخشیده ام
داراییِ بیپایان این همه علاقه نیز.

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: يکشنبه 4 اسفند 1398 ساعت: 12:46

نیلا...نیلا...!
دیریست دیگر
من این دیوِ درنده را
کیش و ماتِ هزار پیشگویِ پیاده کردهام.

پس نگذارید
دوباره دریا به تاراجِ تشنگی برخیزد،
وگرنه شما اهلِ غرق را
به دو نیمه از نیلانیل، زا به راه خواهد کرد:
نیمی خونِ جگر در نیام وُ
نیمی
که قُربت...که قُربت... که قُربتالقیام!

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:23

یک شنبه, ای غمگین است، من منتظر ماندم و ماندم با گل هایی در دستم برای رویایی که ساخته بودم منتظر ماندم تا زمانی که رویا هایم مانند قلبم شکستند گل ها همه مردند و حرف ها ناگفتنی شدند ضربان قلبم مثل ناقوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 2:17


همه چی داشت خوب پیش میرفت..
تا اینکه بزرگ" شدم..!

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

چرا دیگر صدای ضربان قلبم را نمیشنوم؟چرا دیگر هیچ چیز لب هایم را خندان نمیکند؟چرا چشمهایم شوق بیداری ندارد؟چرا دیگر دستی ک روزی مرحم دردهایم بود هراسانم میکند؟چرا دیگر شوق دیدار ندارم؟شاید دیگر در این دنیا کسی برای دوست داشتن نیست!!!شاید من مرده ام و حواسم نیست!!!!!+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۶ساعت 20:49  توسط الناز نعامی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

مدیر وبلاگ
....................
↩الناز↪
....................

شناخت زنان ساده است.
بله يعنی بله،
نه يعنی بله،
نه يعنی نه
و نه يعنی شايد
اما شايد يعنی بله
و البته شايد يعنی نه!
به همين سادگی!


برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

<<html> ماهور هرسال حرف آخر را زمستان می زند + نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ ساعت 2:1 توسط الناز نعامي | مدیر وبلاگالنازنعاميخلاصه ی از زندگیم اینجاست ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 13:21

قسمت نبود

پاسخی به تمام ذوقهایی که زود کور شد.

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 13:21

می نویسم چون هیشکی به 

حرفم گوش نمیده....     

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: جمعه 26 آبان 1396 ساعت: 15:43

چقد باید بگذره چرااا از ذهنم بیرون نمیری

کاش اون روز نمی دیدمت

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: جمعه 26 آبان 1396 ساعت: 15:43

➰

همین چند روز پیش

فکر می کردم،

می توانم عاشق کسی شبیه تو شوم...

؛

از همین چند روز پیش،

هیچ کس

شبیه تو نیست...

الف

+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت 3:56 نويسنده الناز نعامي |

برچسب: همانی, نویسنده: نوید محمدی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 15:54

من معمولی ام از همان دخترهای معمولی شهر كه لباس های گشاد و راحت می پوشند آرايش شان انقدر ديده نمی شود كه انگار اصلا آرايش ندارند حواسشان نيست كه بايد كجا و چگونه بخندند خسته كه می شوند يك گوشه شهر چهار زانو می شينند و آدم ها را نگاه می كنند از همان دخترهای معمولی كه هيچ چيز را معمولی نمی بينند كه همه چيز را تحليل می كنند رفتارها را؛ گفتارهادامه مطلب

برچسب: معمولي, نویسنده: نوید محمدی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 15:54

صفحه بندی